جمال الدين محمد الخوانساري

619

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

اينست كه سرّ را بايد پنهان داشت كه واقفان بر آن كثير وبسيار نشوند كه همين كه بسيار شدند أكثر اينست كه فاش مىشود وضايع مىگردد ، وپوشيده نماند كه سه تا ظاهر اينست كه كثيرست باتّفاق ودوتا نيز دور نيست كه كثير باشد بنا بر اين كه « كثير » مقابل « واحد » است وبنا بر اوّل سرّ خود را بيك كس زيادة نبايد گفت كه اگر بزيادة گفته شود راز داران آن با خود سه تا خواهند شد وبنا بر دوّم بكسى نبايد گفت واگر نه رازداران آن با خود دوتا خواهند شد وآن كثيرست بنا بر آن احتمال . 7198 كلّما حسنت نعمة الجاهل ازداد قبحا فيها . هر آن گاه نيكو شود نعمت نادان زياد مىشود بحسب زشتى در آن نعمت ، يعنى زياد مىشود قباحت وزشتى أو در باب آن نعمت ، بسبب اين كه شكر آن نمىكند وآن را در مصرفى كه بايد صرف نمىكند . 7199 كلّما ارتفعت رتبة اللّئيم نقص النّاس عنده ، والكريم ضدّ ذلك . هر آن گاه بلند گردد مرتبهء لئيم بىبهره مىگردند مردم نزد أو ، وكريم بر خلاف اينست ، مراد به « لئيم » شخص دنى پست مرتبه است وبه « كريم » مقابل آن . 7200 كلّما ازداد المرء بالدّنيا شغلا وزاد بها ولها أوردته المسالك وأو قعته في المهالك . هر آن گاه زياد شود مرد يا آدمي بدنيا بحسب شغل وزياد شود بآن بحسب شيفتگى ، وارد مىسازد أو را دنيا در مسالك ، ومىاندازد أو را در مهالك . « زياد شود بدنيا بحسب شغل » يعنى زياد شود شغل أو بآن ، وهمچنين « زياد شود بآن بحسب شيفتگى » يعنى زياد شود شيفتگى أو بآن ، وممكن است كه ترجمهء « ازداد بها ولها » اين باشد كه ازدياد كند بآن شيفتگى را ، و « مسالك » بمعنى راههاست ومراد در اينجا راههائيست كه أو را بزيان وخسران رساند .